گاه جلوی آینه می ایستم ... خودم را در آن میبینم ..

دست روی شانه اش میگذارم و می گویم... ...

چه تحملی دارد "دلت"...!!!

خدایا ممنون که مرا در حد ایوب میبینی…


ولی تمامش کن!


دیگر بریده ام…


براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

وقتی دلت خسته شــد ، 

دیگر خنده معنایی ندارد ... 

فـقـط می خندی تا دیگران ، 

غم آشیانه کرده در چشمانت را نـبـیـنـنـد ! 

وقتی دلت خسته شــد ، 

دیگر حتی اشکهای شبانه هـم آرامت نمی کنند ... 

فـقـط گریه می کنی چون به گریه کردن عادت کرده ای ! 

وقتی دلت خسته شــد ، 

دیگر هیچ چیز آرامت نمی کند به جز دل بریدن و رفتن...